X
تبلیغات
رایتل
آب و آیینه
به گلشن‌رویی آب و روشن‌روزی آیینه
آرشیو
9 آذر 1384
پهلوانی و پادشاهی

حماسه رستم و اسفندیار به‏عنوان یکی از کهنترین داستانها و حماسه‏های ایرانی از دیدگاهِ «نمادین» شایسته ژرفکاوی بسیار است. در این حماسه و رویارویی، دو سرزمین، دو فرهنگ، دو سامانه ارزشی و سرانجام «پهلوانی» و «پادشاهی» در برابر هم مى‏ایستند. از دیدگاه «نماد شناسی اسطوره» رستم نمادِ «پهلوانی» است و اسفندیار نمادِ «پادشاهی»، و در عین حال در عرصه نشانه‏ها، پادشاهی نشانه «قدرت و ثروت» و پهلوانی نشانه «زندگی فرهنگی و اخلاقی». ( و به همین دلیل است که کام پهلوانان جز «نام» نیست و همواره نام را مى‏جویند و اگر نام خویش را از دست بدهند به گونه ای مرگ فرهنگی و اخلاقی دچار خواهند شد.)

در عرصه افسانه‏های ایرانی، پهلوانی همیشه با پادشاهی همانند دو روی یک سکه، پیوسته و همراه بوده است و پهلوانان همواره حرمت پادشاهان را نگاه داشته و به آنان یاری مى‏رسانده‏اند؛ به وقت جنگ به کمک رفته‏اند و بسیاری از آنان را به تخت نشانده‏اند و هم از آن روی، رستم به عنوان نماد پهلوانی ایران یکی از القابش «تاجبخش» است و از او به عنوان پهلوانی که پادشاهی بر او استوار است یاد کرده‏اند. ولی در حماسه رستم و اسفندیار برای نخستین بار و شاید هم واپسین بار «پهلوانی» و «پادشاهی» در برابر یکدیگر مى‏ایستند؛ کین مى‏توزند و مى‏جنگند و سرانجام فر شاهنشهی در برابر فر پهلوانی تیره مى‏شود و اسفندیار – نماد پادشاهی، قدرت و ثروت – بدست رستم -  نماد پهلوانی و زندگی اخلاقی – از پای در مى‏آید.

همواره چنین اندیشیده‏ام که جمع ثروت و قدرت با زیستی اخلاقی نه‏تنها مطلوب بلکه با اراده ای استوار ممکن نیز مى‏باشد و اکثر داستانها و حماسه‏های ایرانی این همانی و پیوستگی را باز مى‏نمایند. ولی گاهی اگر این دو با هم در تعارض افتند – که البته به هیچ روی نادر الوقوع نیست – آنچه درست و بآئین است غلبه و چیرگی «پهلوانی» بر «پادشاهی» است و نماد شناسی اسطورها و حماسه‏های ایرانی تاکیدی بر این معنا. ایدون باد!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 266948


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
از گوشه و کنار...