X
تبلیغات
رایتل
آب و آیینه
به گلشن‌رویی آب و روشن‌روزی آیینه
آرشیو
25 فروردین 1386
خواب آشفته

عبدالکریم سروش سال‌هاست که حرف کارا و گره‌گشایی برای گفتن ندارد و نمونه‌اش سخنرانی منتشر شده او در آخرین شماره مجله مدرسه. تکرار مکررات همیشگی و با پارادوکس‌های درون متنی زیاد؛ از همان گونه‌ای که سال‌هاست بدان دچار است؛‌ سعی در ترکیب و کنار هم نشاندن «تاریک اندیشی غزالی مآب» با «اصلاح طلبی خردورزانه دینی»! این خلط و گزافه‌بافی در مقاله‌ی اخیر او نیز همچنان باقی است؛ از طرفی تأکید بر این که برای روشنفکر دینی «خردورزی» و «نقادی»، «از عناصر اصلی و اساسی است» و پایگاه این نقد و خردورزی نیز مدرنیته، و از سوی دیگر پافشاری بر این‌که نگاه روشنفکری دینی یک نگاه «صرفاً تحقیقی» و «علمی» نیست بلکه «درد دین» دارد و موضع او «موضعی ایمانی»!‌ او می‌نالد که «مدرنیته از در و دیوار می‌بارد اما منابر ما هنوز صبر و توکل و قضای الهی را به معنای سنتی آن ترویج و تعلیم می‌کنند» و می‌گوید که این تعارض «مطلقاً بخشودنی و پذیرفتنی نیست» از سوی دیگر خوب است خواننده‌ی این نوشته به کتاب حکمت و معیشت و یا اوصاف پارسایان که تقریری از سخنرانی‌های منبری سروش است نظری بیفکند. «بت شکنی و مقابله با بت‌سازی» را از پایه‌های روشنفکری ذکر می‌کند اما تعبد او نسبت به مولانا برای همه‌ی آشناست و مگر تعبد جز سر بر آستانه‌ی بتی فرود آوردن است؟...

باور کنید قصد توهین به سروش را ندارم و آنهایی که مرا می‌شناسند خوب می‌دانند که خود نیز زمانی از «زیر عبای او به در آمده‌ام!» اما به گمانم در این مقطع تاریخی دل‌بستن به نظریه‌ها و اندیشه‌های او نه تنها چندان گره‌گشای مشکلات ما نیست و بلکه حتی  آفاتی در آموختن روش درست اندیشیدن و دوری از مغالطه‌های منطقی و گفتاری دارد که نباید به سادگی از آن‌ها گذشت، چه آنکه اگر اینگونه سخن گفتن تبدیل به «فرهنگ» شود حال و اوضاع ما نه تنها بهبودی نمی یابد که رو به وخامت خواهد نهاد و این سرکنگبین جز بر صفرا نخواهد افزود. مطمعن باشید.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 266864


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
از گوشه و کنار...