X
تبلیغات
رایتل
آب و آیینه
به گلشن‌رویی آب و روشن‌روزی آیینه
آرشیو
9 آذر 1386
رقصنده در تاریکی

Dancer in the Dark

امروز فیلم رقصنده در تاریکی را دیدم. فیلی تراژیک که سعی شده بود با قطعات موزیکال درهم آمیخته شده، تا شاید تلخی‌اش گرفته شود. از کارگردانش لارس فون ترییر نقل است که فیلم باید مانند ریگی در کفش درد ایجاد کند. امری که در این فیلم به خوبی تحقق یافته بود. تراژدی‌ها غالباً پایانی نافرجام  دارند، به مانند شخصیت تراژیک "سلما" که واقغیت گریزناپذیر سرمایه‌داری بر سرنوشتش چنان تسلط یاقته که جز بهت و حیرانی بیننده – البته اگر نگاه درد آلودی هنوز همراهش باشد - در پایان چیزی باقی نمی‌ماند. بهتی به جهت واقعیت دیگر این فیلم – سولما - که عقل و آگاهی اجتماعی مدرن نتوانسته است او را از پایانی فاجعه آمیزدر امان دارد. جورج اشتاینر در کتاب مرگ تراژدی خود چه خوب نوشته است که:

»شخصیت تراژیک را نیروهایی در هم می‌شکند که با عقل و خرد نه می‌توان آن‌ها را کاملاً درک کرد و نه بر آن‌ها غلبه کرد... تراژدی بی‌وقفه به انسان یادآوری می‌کند که قلمرو عقل، نظم و عدالت به شدت محدود است و هیچ پیشرفت علمی و تکنیکی قادر نیست این قلمرو را وسعت ببخشد. در بیرون از انسان و وجود او، دیگری، دنیای دیگر وجود دارد. این دیگری را به هر اسمی که بخواهید می‌توانید بنامید: خدایی پنهان یا ظالم، تقدیر کور، وسوسه‌های جهنم، خشم حیوانی طبیعت انسان؛ در هر حال این دیگری همواره در کمین ماست، ما را به سخره می‌گیرد و نابود می‌کند. البته گاهی نیز، پس از آنکه منهدممان کرد، ما را به آرامشی درک ناشدنی می‌رساند. «

آرامشی که به گمانم موزیکال‌های درون فیلم قصد القائش را داشتند.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 266884


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
از گوشه و کنار...