X
تبلیغات
رایتل
آب و آیینه
به گلشن‌رویی آب و روشن‌روزی آیینه
آرشیو
28 آبان 1384
چراغهای رابطه...

«حسی از حیات درونی دیگران» بهترین عبارتیست که در پاسخ به آنچه چند روزی است در جستجوی آنم و خارخار ذهنم شده است مى‏توانم بیان کنم؛ آیا صرف همنوایی با اصول و قواعد پذیرفته شده اخلاقی (مانند نیک خواهی، راستگویی، وفای به عهد و عدالت خواهی) در رفتارمان با دیگران کافیست؟ آیا صرف مَلکه کردن و پروردن این اصول و قواعد حیات اخلاقی ما را تضمین مى‏کند؟

بنطرم «یکی» از وجوه مکمل این دیدگاه آن است که دیگران را اشخاصی بدانیم که به همان اندازه برای خودشان اهمیت دارند که ما برای خودمان؛ داشتن تصوری زنده و درست در برخود با آنها و در نظر گرفتن جهان ویژه و درونی حالات و تجربه ها و افکار آنها دقیقا به همان عیّنیت و واقعیتی که خود ما هستیم. گشودگی و مشارکت در فهم آنها؛ نه چنان که گویی اشیایی بى‏جان هستند...

در پیش گرفتن چنین تصوری نسبت به آدمیان و نفوس دیگر – به جای در پیش گرفتن شیوه های پر هیاهو و خودبینانه – نقطه عطفِ تاریخی روابط ما با دیگران است و نتیجه عملی این بصیرت اخلاقی عبارت است از آنچه «اصالت فرد» مى‏نامند.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 266917


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
از گوشه و کنار...